برای پسرم
باران عشق پسرم
سلام گل مامان سلام عشقم خيلي بيش از حد دير كردم واقعا ازت معذرت ميخوام و اينكه بدون من و بابايي واقعا عاشقتيم ......................................................................... خوب بريم سر وسايلهات عكسهاش رو بذارم تا حسابي ذوق كني عشقم سلام گل پسر مامان ( آقا علي اصغر) خوبي ماماني ماماني هم خوبه يك هفته خونه افتاده بودم و بلاخره خوب شدم يه سرما خوردگي خيلي بد بود اولن معذرت مي خوام كه اينجا رو دير آپ مي كنم ولي ماماني تو اين يك هفته مريضيم تو خيلي خوب بودي اصلا اذيتم نكردي هر موقع نا اميد مي شدم با لگد هاي كوچولوت و خوشملت اميدوار به بودنم مي كني راستي ماماني پسر خالت بدنيا اومد اسمش اقا محمد پارساست خيلي خوشمله الان عكسش رو برات مي ذارم راستي ماماني من سرماخوردگيم خوب شد البته آنفولانزاي وحشتناك و بابات مريض شد طفلك اين چند وقت خيلي براي من عذاب كشيد اصلا نمي ذاشت كار خونه بكنم مي گفت فقط بخواب منم كه پرو فقط لالا مي كردم و اينكه اين هفته قراره من و بابايي و عمه مهري و عمو حميدت بريم باغ يكي از دوستاشون فكر كنم از پنج شنبه ميرم يكم سرفه مي كنم دعا كن زود خوب شم خوب گلم مواظب خودت باش و به لگد زدنات ادامه بده عشقم اينم عكس محمد پارساي خوشملم سلام عشقم سلام اميدم نفسم بهترين هديه خدا خوب بگم جنسيتت رو بدوني تو يه دونه پسر قند عسل من و بابايي هستي ديروز آقا دكتر كه سونو گرافيت مي كرد مي گفت واي چه پسر شري هم داري و من فقط تو دلم از امام رضا تشكر مي كردم مي دوني كه تو هديه امام رضا هستي گل قشنگم ديروز برات ۲ تا لباس هديه خريدم الان عكسش رو مي ذارم تا بزرگ شدي ببيني گل پسر قشنگم http://www.irupload.ir/images/awafeo2tfzmdwb66jofe.jpg سلام عشقم سلام جیگر بهم نگو بی معرفت چون خود تو بهتر می دونی راستی مامانی دیروز بلاخره تونستم از وسایلی کوچکی که برات خریدم عکس بگیرم راستی خاله مژگان تو این هفته نی نیش به دنیا می یاد دعا کن هر دوشون سالم باشن و اینکه خواب دیدم دارم میرم ااما رضا تو دل این بابایی لوست بنداز که با هم بریم و با دل سیر زیارتش کنیم خوب زیاد حرف زدم راستی اون هفته رفتم سونو غربالگری خدا رو شکر همه چیز خوب بود خانم سونو گرافی می گفت نی نیت خیلی شر منم خندیدم و گفتم به خودم رفتم باباش خیلی آروممه و من شر خوب بریم عکسها رو برات بذارم عشق مامان http://036.01.img98.net/out.php/i509765_MG2691.JPG http://036.01.img98.net/out.php/i509764_MG2690.JPG http://036.01.img98.net/out.php/i509790_MG2683.JPG http://036.01.img98.net/out.php/i509789_MG2682.JPG http://036.01.img98.net/out.php/i509806_MG2685.JPG http://036.01.img98.net/out.php/i509805_MG2684.JPG كليم اگر دعا كند بي تو دوا نمي شود حسين مسيح اگر دوا دهد بي تو دوا نمي شود حسين اگر جدايي بيافتد ميان جسم و جان من قسم به جان تو دلم از تو جدا نمي شود حسين گرد حرم دويده ام صفا و مروه ديده ام هيچ كجا براي من كربلا نمي شود گريه كنم اگر همين بحر تو گريه مي كنم ور نزديده ام بس اشك و رها نمي شود ..................................... خوب عشقم شايد بگي چرا اين مداحي رو برات نوشتم اون ماه وقتي فهميدم بازم تو نيومدي پيشم خيل بغض داشتم و گريه مي كردم كه پنجشنبش راهي اما رضا شدم درست شهادت حضرت فاطمه اونجا بودم عشقم من نظر دارم شهادت حضرت فاطمه خرجي مي دم اين ماه از خدا خواستم كه تو بياي تو دلم تا كمي بيشترش كنم الهي بميرم بابايي خيلي دوست داشت من خوشحال بشم و مادر بشم و من دوبار شهادت حضرت فاطمه مي رم اما رضا انشالله اين دفعه با هم ميريم بابايي دوباره سر نذري پختن تنها بود بدون من خيلي خسته شده بوده فكر كنم اون روز رفتم حرم ، رفتيم رواق امام خميني آقاهه داشت براي خودش مداحي مي كرد و من اين نوحه رو از تو موبايلم داشتم گوش مي دادم زار مي زدم خيلي زار مي زدم كه همه به من نگاه مي كردن انگار تمامي غم هاشون يادشون رفته الانم كه دارم برات تعريف مي كنم گلوم پر بغضه از حضرت فاطمه خواستم اين دفعه دست پر برگردم بهش گفتم بهم همسر خوب زندگي خوب دادي ولي فرزند سالمي هم بهم بده تا زندگيم كامل باشه درست يك هفته بعد فهميدم دوست عزيزم سميه هم ني ني دار شده خيلي دلم گرفت و بغض كردم و تو كلوپ نوشتم انقدر دوست دارم روز مادر بفهمم مادر شدم زدم زير گريه انقدر گريه كه داشتم مي تركيدم و درست روز دوشنبه روزي كه فرداش روز مادر بود فهميدم داخل شكمم قرار داري واي مونده بودم چكار كنم دوست داشتم داد بزنم فقط اشك بريزم قربون امام رضا برم كه زود حاجتم رو داد مي دوني عزيزم تو بيمه امام رضايي براي همين براي من و بابايي مهربونت خيلي عزيزي بابايي خيلي خوشحاله عزيزم قربونت برم فقط تو اين ۹ ماه سالم باش تا با وجود همسري مهربون و فرزندي مهربان بهترين زندگي رو داشته باشم راستي التماس دعا دارم ازت چون تو خيلي به خدا نزديكي پس براي همه آرزومندان كه دوست دارن ني ني داشته باشن حسابي دعا كن .................... در آخر : خداياي مي دونم امتحانم كردي ۲ سال و اميدوارم لقايت اين امتحان ها رو داشته باشم خدايا ازت ممنونم كه لياقت مادر شدم تو اون روز عزيز رو بهم دادي و اميدوارم بتونم بارت رو صحيح و سالم به مقصد برسونم آمين يا رب لعالمين من مامان شدم واي خدا ۱ روز مونده به روز مادر منم فهميدم مادر شدم ديدي ماماني ديدم امام رضا بلاخره جواب اشكهام رو داد ديدي بلاخرا بعد از ۲ سال اومدي پيشم الهي قربونت برم بابايي هنوز شكست ولي ديشب خيلي حست كردم آخه يكم عصبي شده بودم و تو واكنش نشون مي داد بهم مي گفتي مامانم حرص نخور ................................... خداي بزگ شكرت توي نااميدي اميدوارم كردي بابت لطفي كه بهم كردي و بهم دادي ازت ممنونم و سپاسگذارم ...................................... دوست دارم نيني گلو اين ۹ ماه هم من مواظبتم هم تو مواظب خودت باش سلام ماماني گلم خوبي مي بينم كه پيش خدا خيلي بهت خوش ميگذره كه نمي خواي بياي تو شكمم اين ماه خيلي داغون شدم گلم بي بي چك گذاشتم مثبت بود آز دادم مثبت بود ولي بازم نيومدي فقط دلخوش سفر امام رضا بودم تا برم پيشش و از اون بخوام كه با خدا صحبت كنه تو بياي تو بقلم ماماني اين ماه ديگه ميخوام منتظرت باشم ولي ماماني بازم نيومدي ايرادي نداره چون مي دونم مي ياي قول مي دم اومدي زود ببرمت پيش امام رضا تا بيمه ات كنم دوست دارم ني ني گلو زود بيا سرتا سر خيال من نقاشي هاي كاشي هاش سبز مي شن و ناز مي كنن بعضي وقت ها تو كوچه هاش هواي آواز مي كنن ................................ سلام خوبي ماماني پنج شنبه رفتم عكس انداختم كه ببينم نكنه مشكلي دارم و شما براي همين نمي ياي پيشم دلم ميخواد زود بياي پيشم سرت و بذاري رو دوشم و منم بهت بگم ميميرم از عشقت بريم با هم تو آغوش خدا دوست دارم وقتي مي ياي بارون بياد تا به جون هم قسم بخوريم كه هيچوقت همديگر رو ترك نكنيم واي مادر عكس رنگي خيلي درد داشت انقدر درد داشتم و گريه كردم ولي حاضرم براي تو بيشتر درد بكشم ................................ رو آيه هاي باروني نوشتم بسته به تو جونم و سرنوشتم تو مظهر تحملي تو ماهي عشق مني برام تو تكيه گاهي ....................... آخ نمي دونم مادر چي بهت بگم فقط اينكه بيا الانها ديگه من و بابايي خيلي به حضورت احتياج داريم مادرديگه اشكهام اجازه نوشتن بهم نمي ده فقط بازم مي گم بيا سلام ماماني خوبي اول يه خبر پسر عمه ات اقا طاها بدنيا اومد خيلي ناز هستش بيشتر شبيه عمه ات هست خوب دومين خبر خاله مژگانتم دوباره حامله شد يعني من دوباره دارم خاله مي شم هورا و سوم اينكه يك از دوستان گلم يا بهتر بگم خاله ماهورتم يه تو راهي داره براش دعا كن كه سالم باشه ودر آخر مي خوام يه حرفي بهت بزنم ازت خواهش مي كنم زود بيا سلام نمي دوونم چرا هميشه دوست داشتم ابرهاتو آسمون صورتي بود هميشه احساس مي كنم رنگ صورتي خيلي مليح و رام بخشه ني ني گلو بابا از سفر اومد اونجا خيلي برات دعا كرده كه بياي پيشمون تا سه تايي با هم دنياي صورتي رو بشناسيم و همه رنگ هاي نفرت رو از بين ببريم مادري ني ني خودم چشم انتظارتم تا كي مي خواي منتظرت بمونم ۱ سال ۳ ماه شد به نظرت بست نيست ...................................... من باداشتن تو آروم ميشم زير سقف خونه وقتي هستي با تو خوشبختي من تكميله توي اين حال خوشم همدستي شب اين خونه پر از احساسه دل من به داشتنت مي نازه اگه تو باشي كنارم دستات دست خالي خونه رو مي سازه ................................................. همسر مهربانم از اينكه پيشمي و كنارم ازت ممنونم

.jpg)


| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |
































